کاش مـرا عشـق تو مـولا یـاری کند و از زنـدگی بی روح و سردم نجـات دهـد. چه می داننـد
آنــان که مـرا دیـوانه تو می خواننـد.
از درون قلبـم صـدای یـا صـاحــب الــزمـان در کوچه های تنـگ غربـت شـنیده می شود و تویی
تنهــا پنـاه بی کسی ام.
چه می شود مـرا نیـم نگاهی از سـر رحمــت و رأفـت کنی؟که من همیـشه منتظـر تنهــا، به
امیــد تو زنـده ام که بیایی و آخریـن نفـس را هـدیه قـدوم تو کنم ای مـولا!!!
|
امتیاز مطلب : 27
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7